همیشه عادت دارم قبل از ساعت 8 برسم خونه

نه این که قاون خونمون باشه ها...نه...اگر ساعت 11 هم برسم مامانم می پرسه کجا بودی چرا دیر رسیدی؟9صبح هم برسم همینجوری ...فرقی نمی کنه !قانون و قاعده هم نداره

ولی کلا من همیشه قبل 9 خونه ام

اما دیشب تا از قاسم آباد که اون سر دنیای مشهد حساب میشه رسیدم تا خونه ساعت نزدیک ده بود!

حالا این مهم نیست ...

سوا تاکسی شدم که از تقی آباد تا نزدیک خونه بیام یکهو دوتا جنتلمن با سایز بزرگ تقریبا هیکل بلانسبت فیل از این لوتی هایی که سیبیلای خفن دارن فقط تو تلویزیون نشون می ده سوار ماشین شدن

من شک نداشتم که دزدن وقتی می خواستم بگم آقا پیاده میشم صدام به طرز محسوسی می لرزید!ولی دزد که نبودن هیچ آقایون محترمی بودن ...که موقع پیاده شدن من از راننده خواستن کنار جوی آب نگه نداره...

تو راه که داشتم می رفتم سمت خونه یک خانمی در حال دویدن محکم خورد به مطمعن بودم که این یکی حتما دزد خودم کشیدم کنار تا اومدم گارد بگیرم خانومه عذر خواهی کرد و رد شد!

وقتی رسیدم خونه کسی نبود باید با کلید در باز می کردم و می رفتم داخل خونه یک نفر روبه روی در ایستاده بود و بر و بر منو نگاه می کرد دیگه شک نداشتم که این یکی قرار بپره تو خونه و یک بلایی سرم بیاره چند لحظه مکث کردم اومد جلو و یک آدرس گرفت و رفت...